اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
96
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
لو تركه من استطاع اليه سبيلا كفر ، و انتم كفرتم بترككم اياى لا انا كفرت بتركى لكم . « پس على بدان راضىتر است ، نويسنده پيامبر خدا در روز حديبيه هنگامى كه به سهيل بن عمرو و صخر بن حرب و ديگر مشركان مكه نامه نگاشت ، نوشت : از محمد پيامبر خدا . پس به دو نوشتند كه اگر ما دانسته بوديم كه پيامبر خدايى ديگر با تو نبرد نميكرديم ، پس بما بنويس : از محمد بن عبد الله . تا تو را پاسخ دهيم . پس پيامبر خدا نام خود را با دست خود محو كرد و گفت : همانا نام من و نام پدرم پيامبرى مرا از ميان نمىبرد و مرا فرمود تا نوشتم : از محمد بن عبد الله . و پيمبران نيز مانند پيامبر خدا فرزند پدران نوشته شدند ، پس - در پيامبر خدا پيرويى است نيكو - . اما اينكه گفتيد من شما را روز صفين با شمشير خود نزدم تا بامر خدا باز گرديد ، پس همانا خداى عز و جل مىگويد : خود را با دست خود به هلاكت نيفكنيد و شما گروهى بسيار بوديد و من و اهل بيتم مردمى اندك . اما اينكه گفتيد من دو حكم را بداورى پذيرفتم ، پس همانا خداى عز و جل در شغالى كه بربع درهمى [ فروخته مىشود ] حكم پذيرفته و گفته است : دو نفر عادل از شما بدان حكم مىكنند . و اگر دو حكم بانچه در كتاب خداست حكم كرده بودند مرا روا نبود كه از حكم آن دو بيرون شوم . اما گفتار شما كه من وصى بودم و وصيت را ضايع كردم ، پس همانا خداى عز و جل ميگويد : براى خداست بر مردم حج خانه ، هر كس بدان راهى پيدا كند ، و كسى كه كافر شود پس براستى خدا از جهانيان بىنياز است . بگوييد كه اگر كسى حج خانه را انجام ندهد آيا خانه كافر مىشود ؟ اگر كسى كه توانايى دارد به حج خانه نرود ، خود كافر شده است و شما هم به رها كردن من خود كافر شديد نه آنكه من برها كردن شما كافر شده باشم . »